مصباح

  • خانه 

اخلاقی

25 مهر 1399 توسط مهري قاسمي

???

✍…يَقُولُونَ بِأَلْسِنَتِهِمْ مٰا لَيْسَ فِي قُلُوبِهِمْ … آیه١١/سوره فتح

ولى این سخنى است که به زبان خود مى گویند و دلهایشان چیز دیگر مى گـویـد.

✅   دروغ سفید نگویید تا پیشرفت کنید

دروغهای سفید دروغ هایی است که برای آسیب به دیگران گفته   ? نمی شوند: 

1-در جاده با سرعت ۵۰ کیلومتر در ساعت رانندگی میکند اما در جمع دوستان میگوید که کمتر از ۱۲۰ کیلومتر در ساعت نمیرود!

2-روزی یک صفحه کتاب میخواند اما در حضور دیگران میگوید اگر کمتر از ده صفحه در روز بخوانم نمیخوابم!

پاول اکمن می گوید:

«من دروغهای سیاه را بخشودنی می دانم …

اما دروغ سفید نابخشودنی است.

این دروغ انسانها را به پرتگاه نابودی می برد».

ما با دروغ سفید دیگران را فریب نمیدهیم بلکه  ?  «خود» را «فریب» میدهیم.

به اندازه ای که تصویر بیرونی ما با واقعیت درونی ما تفاوت دارد،

دچار تعارض و اضطراب و تنش میشویم.

 به همان اندازه وادار میشویم در مواجهه با دیگران نقاب بر چهره بزنیم و به همان اندازه از تحقق برنامه های توسعه توانایی های فردی خویش، جا می مانیم.

 نظر دهید »

تربیتی

25 مهر 1399 توسط مهري قاسمي

???

✍آدمی اگر بهترین هم باشد از زبان مردم آسوده نیست، زیرا:

♡⇇اگر بسیار ڪار کند، می‌گویند احمق است!

⇇اگر ڪم ڪار کند، می‌گویند تنبل است!

♡⇇اگر بخشش کند، می‌گویند افراط می‌کند!

⇇اگر جمع گرا باشد، می‌گویند بخیل است!

♡⇇اگر ساڪت وخاموش باشد می‌گویند لال است

⇇اگر زبان‌آورے ڪند، می‌گویند ورّاج و پرگوست 

♡⇇اگر روزه برآرد و شب‌ها نماز بخواند می‌گویند ریاڪاراست!

⇇و اگر نڪند میگویند ڪافراست و بی‌دین 

♲پس نباید بر حمد و ثنای مردم اعتنا ڪرد

و جز ازخداوند نباید ازڪسی ترسید.

پس آنچه باشید ڪه دوست دارید.♲

 نظر دهید »

تربیتی

25 مهر 1399 توسط مهري قاسمي

???

✍?مرد جوانی در آرزوی ازدواج با دختر کشاورزی بود.

?کشاورز گفت برو در آن قطعه زمین بایست. من سه گاو نر را آزاد می کنم اگر توانستی دم یکی از این گاو نرها را بگیری من دخترم را به تو خواهم داد.

?مرد قبول کرد. 

?در طویله اولی که بزرگترین بود باز شد.

?باور کردنی نبود بزرگترین و خشمگین ترین گاوی که در تمام عمرش دیده بود. گاو با سُم به زمین می کوبید و به طرف مرد جوان حمله برد. جوان خود را کنار کشید تا گاو از مرتع گذشت.

?دومین دَر طویله که کوچکتر بود باز شد. گاوی کوچکتر از قبلی که با سرعت حرکت کرد، جوان پیش خودش گفت: منطق می گوید این را ولش کنم چون گاو بعدی کوچک‌تر است و این ارزش جنگیدن ندارد.

?سومین دَر طویله هم باز شد و همانطور که فکر میکرد ضعیفترین و کوچکترین گاوی بود که در تمام عمرش دیده بود.

?پس لبخندی زد و در موقع مناسب روی گاو پرید و دستش را دراز کرد تا دُم گاو را بگیرد.اما………گاو دُم نداشت!!!!

? زندگی پر از ارزش‌های دست یافتنی است اما اگر به آنها اجازه رد شدن بدهیم ممکن است که دیگر هیچ وقت نصیبمان نشود. برای همین سعی کنیم که همیشه فرصت‌های مناسب را دریابیم.

 نظر دهید »

معرفتی

25 مهر 1399 توسط مهري قاسمي

???

✍حكايت جوان صالح و پيشنهاد عجيب‏

وجود مبارك موسى بن جعفر عليهماالسلام مى فرمايند: فردى جوان از بنى اسرائيل، با ادب، با وقار و داراى عمل صالح در خواب مى بيند كه به او گفتند: تو كه جوان هستى، ماتاپايان عمر، زندگيت را مى خواهيم دو بخش كنيم: بخشى غرق در نعمت و بخش ديگر را غرق در بلا، ندارى و محنت. كدام بخش را اول مى خواهى؟ انتخاب كن.

گفت: من حرفى ندارم، اما همسر بزرگوار، شايسته و باكرامتى دارم، اجازه بدهيد من با او مشورت كنم. گفتند: عيبى ندارد، با همسرت مشورت كن.

گفتند: مانعى ندارد. با همسرت مشورت كن. به همسرش گفت: چنين پيغامى به من دادند كه ما اين مدتى كه مى خواهيم در دنيا باشيم، نيمى در بلا و محنت و نيمى را در خوشى و نعمت، اختيار انتخاب را به خودم دادند كه كدام را اول انتخاب كنم.

اين خانم خردمند و عاقل به شوهرش گفت: نيمه اول را در نعمت و ثروت قبول كن، تا نيمه دوم خدا بزرگ است. در نهايت، در بلا و نعمت بايد صبر كنيم، چون صابران اجر دارند و من زنى نيستم كه اگر بلا و محنت به ما رو كند، زندگى خود را از بين ببرم و بخواهم كه حتما طلا و جواهرات و بهترين زندگى را داشته باشم. من در محنت و بلا نيز با تو خواهم بود.

امام هفتم عليه السلام مى فرمايند: شب دوم آن چهره نورانى دو مرتبه در عالم رؤيا به خواب اين مرد آمد. مرد جوان گفت: با همسرم مشورت كردم، نيمه اول را در نعمت و ثروت مى خواهم، گفت: پس از فردا منتظر باش، براى شما درياوار مال، نعمت و ثروت مى آيد.

روزگار عجيبى شد. به قول قديمى ها دست به خاكستر مى زد، طلا مى شد. مرد مى دويد، آب و نان به دنبالش التماس مى كردند. عده اى به دنبال آب و نان مى دوند، اما به آن نمى رسند. خدا نسبت به بعضى ها مى فرمايد: به تمام دنيا مى گويم كه به دنبال بنده ام برو و خودت را در اختيار بنده ام قرار بده.

تمام درب ها باز شد. آن خانم به مرد گفت: اى شوهر! شكم ما كه دو تا و يا بزرگتر از زمانى كه فقير بوديم نشده است، ما قبل از اين نعمت و ثروت نيز صبح ها با نان و چايى و ظهر با آبگوشت، شب ها نيز با نان و خيار و ماست سير مى شديم، الان نيز همان است، شكم ما نسبت به قبل فرقى نكرده و بدن ما نيز بزرگتر نشده است. هر كدام چند متر پارچه براى لباس مى خواستيم، الان نيز همان پارچه بدن ما را مى پوشاند. ما اكنون پول اضافه و ثروت زيادى داريم، من مصرّانه از تو مى خواهم كه هر چه قوم و خويش فقير داريم، برو آنها را بى نياز كن و به ديگران نيز كمك كن. گفت: چشم.

وقتى كه نيمه اول نعمت و ثروت تمام شد و از فردا بايد نعمت و ثروت را از آنها

بگيرند. خدا وقتى مى خواهد نعمت و ثروت را از كسى بگيرد، در چشم بر هم زدن آن نعمت را مى گيرد.

نيمه اول تمام شد. گفت: اى زن! از فردا آماده هجوم محنت و بلا شو، گفت:

آماده هستم. دوباره آن چهره نورانى را در خواب ديد، گفت: فكر مى كنى فردا بلا و محنت مى خواهد شروع شود؟ خدا مى فرمايد: چون تو نعمت هاى مرا درست خرج كردى، كل بلاى نيمه دوم را از شما دفع كردم، اين نعمت و ثروت تا روز مرگ شما ادامه دارد.

 نظر دهید »

تربیتی

25 مهر 1399 توسط مهري قاسمي

???

✍? دختری? یک تبلت? خریده بود.

پدرش ?وقتی تبلت ?را دید پرسید:

وقتی آنرا خریدی اولین کاری که کردی چی بود؟ ?

دختر ?گفت: روی صفحه اش را با برچسب ضدخش پوشاندم و یک کاور هم برای جلدش خریدم.?

? پدر?: کسی مجبورت کرد اینکار را بکنی؟ ?

دختر??: نه!?

پدر?: به نظرت با این کارت به شرکت سازنده اش توهین شد؟ ?

دختر??: نه پدر، اتفاقا خود شرکت توصیه میکند که از کاور استفاده کنیم.??

? پدر?: چون تبلت زشت و بی ارزشی بود اینکار را کردی؟??

دختر??: اتفاقا چون دلم نمیخواهد ضربه ای بهش بخوره و از قیمت بیفته این کار را کردم. ?

پدر?: کاور که کشیدی زشت شد؟ ?

دختر??: به نظرم زشت نشد؛ ?ولی اگه زشت هم میشد، به حفاظتی که از تبلتم? میکنه می ارزه.☺️

? پدر? نگاه با محبتی به چهره دخترش?? انداخت، و فقط گفت:

“حجاب ” که میگن یعنی همین?

 نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 591
  • 592
  • 593
  • ...
  • 594
  • ...
  • 595
  • 596
  • 597
  • ...
  • 598
  • ...
  • 599
  • 600
  • 601
  • ...
  • 1070
اسفند 1404
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
            1
2 3 4 5 6 7 8
9 10 11 12 13 14 15
16 17 18 19 20 21 22
23 24 25 26 27 28 29

مصباح

جستجو

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع
  • رحمت الهی
  • فرهنگی

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
  • کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان
  • تماس